عبیدالله بن علی بن ابیطالب علیهالسلام
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
عبیدالله بن علی بن ابیطالب، فرزند
امام علی علیه السلام و
لیلی بنت مسعود نهشلی، مکنا به ابوعلی و مشهور به ابننهشلیّه است. درباره زندگی و مواضع سیاسی او، گزارشهای تاریخی اندک و گاه متعارض است و همین امر سبب شده است که مورخان در ارزیابی سیره او دچار اختلاف و تردید باشند. قول غالب آن است که وی در
نبرد مذار میان سپاه
مصعب بن زبیر و
مختار ثقفی کشته شد؛ با این حال، برخی منابع متقدم او را از شهدای کربلا دانستهاند که این دیدگاه معمولاً ناشی از خلط اسمی تلقی شده است. آرامگاهی منسوب به او در منطقه مذار در
استان میسان عراق قرار دارد.
[ویرایش]
زیارتگاه منسوب به عبیدالله بن علی در منطقه مذار، میان شهر العزیر و قلعه صالح و در حدود پانزده کیلومتری شهر صالح از توابع استان میسان عراق، در کنار یکی از شاخههای فرعی
رود دجله واقع شده است. شهر مذار در سدههای نخستین اسلامی شهری آباد و بزرگ بهشمار میرفت و مرکز ناحیه میسان بود؛ اما با گذر زمان بخش عمده آن از میان رفت و تنها بخشی با عنوان «شهر شرقی» که امروز جزو العزیر است، باقی ماند. در دوران آبادانی مذار، این مرقد از رونق برخوردار بود؛ سپس با ویرانی شهر، زیارتگاه نزدیک به ۶۵۰ سال متروک ماند تا آنکه در نیمه قرن هجدهم میلادی، گروهی از
قبیله عنزه بکری عدنانی در آنجا مستقر شدند و به بازسازی بقعه پرداختند. «کی لسترانج» نیز از مذار بهعنوان شهری بزرگ در زمان فتح اسلامی یاد کرده و به وجود آرامگاهی آباد منسوب به عبیدالله بن علی در این ناحیه اشاره کرده است. در پیرامون بقعه، تپههایی موسوم به «بجّه» دیده میشود که آثار آن به دورههای ساسانی و اسلامی بازمیگردد و احتمالاً بقایای شهر کهن مذار است.
[ویرایش]
عبیدالله بن علی بن ابیطالب، فرزند امام علی و
لیلی بنت مسعود بن خالد بن مالک بن ربعی بن سلمی بن جندل بن نهشل بن دارم از
قبیله بنی تمیم است. وی به کنیه ابوعلی و به سبب انتساب مادری، به ابننهشلیّه شهرت داشت. برخی منابع او را با «
عمر بن علی» یکی دانستهاند که این دیدگاه از سوی شماری از محققان ناشی از خلط اسمی تلقی شده است. درباره تاریخ تولد او گزارشی مستقیم در دست نیست؛ اما بر پایه این نقل که در سال ۶۷ هـ.ق و در سن پنجاهسالگی کشته شده، سال تولد او را حدود ۱۷ هـ.ق دانستهاند. بر این اساس، هنگام شهادت امام علی(ع) حدود ۲۳ سال داشته است. درباره سیره او، برخی مورخان نظر مساعدی ابراز نکرده و رفتار او را در دوران حیات و پس از شهادت پدر و برادرانش محل تردید دانستهاند.
[ویرایش]
قطبالدین راوندی به نقل از ابیالجارود از
امام محمد باقر روایت کرده است که امام علی در واپسین روزهای حیات، فرزندان خود را گرد آورد و آنان را به اطاعت از حسن و حسین علیه السلام وصیت کرد. در این میان، عبیدالله پرسشی درباره
محمد بن حنفیه مطرح کرد. بنا بر این روایت، امام علی در پاسخ، او را توبیخ کرد و فرمود: «کأنّی بک وقد وجدت مذبوحاً فی فسطاطک لا یدری من قتلک» «گویا میبینم که در خیمهات سر بریده افتادهای و دانسته نمیشود چه کسی تو را کشته است.» این روایت بعدها در تحلیل چگونگی مرگ عبیدالله مورد استناد برخی قرار گرفت.
[ویرایش]
پس از
قیام مختار بن ابیعبیده ثقفی، عبیدالله از حجاز به کوفه رفت. گزارشها حاکی است که وی از مختار درخواست سهم یا واگذاری امر حکومت به خود داشت. مختار از او پرسید آیا نامهای از محمد بن حنفیه دارد یا نه؛ و چون پاسخی منفی شنید، او را چند روزی زندانی کرد و سپس آزاد ساخت و گفت از کوفه خارج شود. آزادی عبیدالله، با وجود احتمال پیوستن او به مخالفان، از نظر سیاسی برای مختار کمهزینهتر از نگاه داشتن یکی از فرزندان امام علی در زندان بود. عبیدالله پس از آزادی به بصره رفت و در خانه دایی خود،
نعیم بن مسعود تمیمی نهشلی، اقامت گزید. مصعب بن زبیر، عامل برادرش عبدالله بن زبیر در عراق، او را گرامی داشت و مبلغ صد هزار درهم به وی پرداخت.
[ویرایش]
حضور عبیدالله در بصره، برای مصعب اهمیت تبلیغاتی داشت. وی با استناد به حضور فرزند امام علی در اردوگاه خود، مختار را «کذاب» میخواند و میگفت اگر مختار راست میگوید که برای خونخواهی حسین بن علی قیام کرده، حکومت را به برادر حسین واگذارد. این تبلیغات به تقویت موضع زبیریان و تضعیف مشروعیت مختار انجامید. در این دوره، گروهی از بنی تمیم با عبیدالله بیعت کردند. او بنا بر نقلها اظهار کراهت کرد و مردم را از شتاب بازداشت، اما خبر این بیعت به مصعب رسید. مصعب وی را احضار کرد و عبیدالله سوگند خورد که در این کار نقشی نداشته است. مصعب سخن او را پذیرفت، اما او را در سپاه خود نگاه داشت.
[ویرایش]
در منابع، ادعای خلافت از سوی عبیدالله بهصورت صریح و گسترده ثبت نشده، اما برخی نقلها از تمایل یا درخواست او برای واگذاری امر حکومت حکایت دارد. بیعت گروهی از تمیمیان با او میتوانست جایگاه سیاسیاش را تقویت کند و در عین حال، برای مصعب تهدیدی بالقوه به شمار آید. از همینرو، برخی تحلیلگران احتمال دادهاند که حذف او برای مصعب سودمند بوده است؛ زیرا هم رقیبی بالقوه را از میان برمیداشت و هم امکان بهرهبرداری تبلیغاتی علیه مختار را فراهم میکرد.
[ویرایش]
قول مشهور آن است که عبیدالله در سال ۶۷ هـ.ق در نبرد مذار، میان سپاه مصعب و مختار، کشته شد. وی در شمار پیشقراولان سپاه مصعب بود. بنابر گزارشهایی، سپاهیان مختار شبیخونی زدند و بسیاری از افراد سپاه مصعب کشته شدند؛ عبیدالله نیز در همان نبرد کشته شد. برخی منابع قاتل او را فردی از سپاه مختار دانستهاند که او را نمیشناخت. ابناعثم گزارش میکند که شخصی از کوفیان با ضربهای به شاهرگش او را از پای درآورد. پس از این واقعه، مصعب ادعا کرد که شیعیان علی او را کشتهاند؛ اما طبری این سخن را به نقل از واقدی دانسته و آن را قطعی تلقی نکرده است. بلاذری، ابنسعد و ابوالفرج اصفهانی نیز کشته شدن او را در مذار نقل کردهاند. در مقابل، برخی تحلیلها احتمال دادهاند که خود مصعب در قتل او نقش داشته و ماجرا را به سپاه مختار نسبت داده است. گزارشی دیگر، از شیخ مفید، او را از شهیدان کربلا در سال ۶۱ هـ.ق میداند. این دیدگاه از سوی بسیاری از مورخان پذیرفته نشده و احتمال خلط با «
عبدالله بن علی» مطرح شده است. مجلسی نیز قول شهادت در کربلا را نپذیرفته و قتل او را در واقعه مذار دانسته است.
[ویرایش]
در برخی منابع، نام «عمر بن علی» در جریان نبردهای پس از قیام مختار آمده و گاه با عبیدالله خلط شده است. دینوری و خلیفه بن خیاط برخی روایات مربوط به عبیدالله را به عمر نسبت دادهاند. ذهبی نیز در مواردی گزارشهایی متفاوت درباره زمان و نحوه کشته شدن این افراد آورده است. برخی محققان احتمال دادهاند که امام علی دارای دو فرزند به نام عمر بوده است (عمر اکبر و عمر اصغر)، و همین امر سبب اختلاط روایات شده است. همچنین گزارشهایی درباره زندگی طولانی یکی از این افراد تا دوران
هشام بن عبدالملک وجود دارد که نشان میدهد نمیتوان همه این گزارشها را به یک شخص نسبت داد. از اینرو، تمایز میان عبیدالله بن علی، عمر الاطرف و دیگر فرزندان امام علی در بررسی تاریخی ضروری است.