حبیب الله آدینه نیا
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
حبیبالله آدینهنیا (زادهٔ ۱۳۴۳ در نکا) رزمنده و آزادهٔ ایرانی در
جنگ عراق با ایران است. او در جریان مرحلهٔ نخست
عملیات بیتالمقدس در اردیبهشت ۱۳۶۱ به اسارت نیروهای عراقی درآمد و پس از گذراندن بیش از هشت سال در اردوگاههای
العماره و
موصل، در ۲۶ مرداد ۱۳۶۹ به ایران بازگشت.
[ویرایش]
حبیبالله آدینهنیا در سال ۱۳۴۳ در
شهرستان نکا، استان مازندران متولد شد. او پس از پیروزی انقلاب اسلامی و همزمان با تشکیل نهادهای مردمی، به عضویت بسیج درآمد. وی پس از پایان دوران اسارت، در شهر ساری ساکن شد. خانوادهٔ آدینهنیا از خانوادههای فعال در دوران جنگ عراق با ایران بودند. دو تن از برادران او همزمان با وی بهصورت داوطلبانه در جبههها حضور داشتند. برادر بزرگتر او،
رجبعلی آدینهنیا، حدود شش ماه پس از اسارت وی به شهادت رسید. همچنین برادر همسر او به نام
سید قاسم احمدی آزاد، که از همرزمانش در مراحل آغازین دفاع مقدس بود، در سال ۱۳۶۵ بر اثر سانحهٔ هوایی شهید شد.
[ویرایش]
آدینهنیا در ۱۳ آبان ۱۳۶۰ از پایگاه مقاومت شهید کاظمی راهآهن نکا به جبهه اعزام شد. او پیش از آغاز مأموریت رزمی، دورهٔ فشردهٔ آموزشی یکماهه را در
پادگان منجیل استان گیلان زیر نظر تفنگداران نیروی دریایی ارتش سپری کرد. پس از آموزش، به جبههٔ غرب منتقل شد و در واحد رزمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بخش فنی و مونتاژ ماشینآلات مهندسی و راهسازی به فعالیت پرداخت. وی در حین خدمت در کارگاه مهندسی رزمی سپاه در منطقهٔ غرب از ناحیهٔ پای چپ دچار مجروحیت شد و برای درمان به
بیمارستان نورافشار ارتش تهران انتقال یافت. وی پس از طی دورهٔ درمان در اواخر سال ۱۳۶۰، به جبههٔ جنوب اعزام شد و در
عملیات فتحالمبین شرکت کرد. پس از یک هفته مرخصی، بار دیگر به منطقهٔ جنوب بازگشت و در مرحلهٔ نخست
عملیات بیتالمقدس حضور یافت.
[ویرایش]
دهم اردیبهشت ۱۳۶۱، همزمان با آغاز عملیات بیتالمقدس، گردانها و نیروهای عملکننده در یکی از محورهای عملیاتی به دلیل باتلاقی بودن زمین با دشواری مواجه شدند. در پی پاتک نیروهای عراقی، واحد وی در محاصره قرار گرفت. در این درگیری، حدود یک گروهان از نیروهای ایرانی محاصره شدند؛ شماری شهید، گروهی مجروح و ۳۷ نفر در آن محور مشخص به اسارت درآمدند که مجموع اسرای آن روز در محورهای مجاور به حدود ۸۰ تن میرسید. به دلیل باقی ماندن کولهپشتی آدینهنیا در باتلاق و فقدان خبر رسمی یا مصاحبه با رادیو عراق، در ابتدا گمان رفت که وی به شهادت رسیده است. از همین رو، خانوادهاش مراسم ترحیم (سوم و چهلم) برای وی برگزار کردند؛ اما پس از چندی با دریافت اخبار موثق، مشخص شد که او در اسارت به سر میبرد. شمارهٔ ثبت وی در کمیتهٔ بینالمللی
صلیب سرخ ۳۹۲۸ بود. اسرای این مرحله ابتدا به کمپی در
بصره برده شده و بازجویی اولیه شدند. سپس به بازداشتگاه استخبارات بغداد منتقل و در اتاقی کوچک به همراه جمع کثیری از اسرا نگهداری شدند. پس از سه روز بازجویی در بغداد، وی به
اردوگاه العماره در جنوب عراق منتقل شد و به مدت ۴۵ روز در شرایط اقلیمی گرم و خشک این اردوگاه نگهداری شد. آدینهنیا سپس به
اردوگاههای موصل (از جمله موصل ۱، موصل ۲ و موصل ۳) انتقال یافت و باقیماندهٔ دوران اسارت را در این مراکز گذراند.
وی با آغاز استقرار در اردوگاه نوبنیاد موصل، به عنوان مسئول پیرایشگاه و آرایشگر اسرا به فعالیت پرداخت و تا انتقال به اردوگاه موصل ۲ این مسئولیت را ادامه داد. در
ماه رمضان، از طریق یکی از اسرای غیرنظامی به یک دستگاه گیرندهٔ رادیو همراه با باتری دست یافت. او رادیو را درون متکای ابری خود جاسازی کرد و از آن برای دریافت و بازتاب اخبار جبههها (از جمله اخبار مربوط به
عملیات رمضان) در میان اسرا استفاده نمود. در مرداد ۱۳۶۱، در پی شکنجهٔ سهروزهٔ یک اسیر مجروح از ناحیهٔ پا توسط نگهبانان عراقی در اردوگاه شماره ۱ موصل، اسرا دست به اعتراض زدند. نگهبانان اردوگاه را به رگبار بستند که در نتیجهٔ آن ۱۷ تن مجروح و دو تن از اسرا شهید شدند.
در پی پذیرش
قطعنامهٔ ۵۹۸ شورای امنیت و توافق مبادلهٔ اسرا میان دو کشور، حبیبالله آدینهنیا در ۲۶ مرداد ۱۳۶۹ از طریق
مرز خسروی وارد خاک ایران شد. او پس از بازگشت، به دلیل آسیبهای جسمی و روحی ناشی از هشت سال اسارت، تحت درمان قرار گرفت.
منابع : مصاحبهٔ تاریخ شفاهی بولتننیوز با حبیبالله آدینهنیا؛ خاطرات یک آزادهٔ مازندرانی که ۸ سال اسیر عراقیها بود (کد خبر: مرتبط با اسناد دفاع مقدس شهرستان نکا)