• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

شریح بن حارث کندی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



شُریح بن حارث کِندی، مشهور به شُریح قاضی، از قضات نامدار سده نخست هجری و از چهره‌های شناخته‌شده کوفه در دوره خلافت و سپس حکومت امویان بود. او در منابع تاریخی و رجالی، از تابعین و از افراد دارای مهارت در قضاوت، زیرکی، حاضر‌جوابی و آشنایی با شعر و نسب‌شناسی معرفی شده است. با این حال، در منابع و تحلیل‌های شیعی، شریح غالباً نه صرفاً به عنوان یک قاضی، بلکه به عنوان نمونه‌ای از خواصِ مصلحت‌جو و همراه با قدرت سیاسی شناخته می‌شود که در برهه‌های حساس، به جای حمایت از حق، در کنار حاکمیت‌های وقت قرار گرفت. اهمیت شریح در تاریخ اسلام، تنها به طولانی بودن دوران قضاوت او محدود نیست، بلکه بیشتر به سبب حضورش در رخدادهای مهم سیاسی و اجتماعی کوفه، از جمله دوران خلافت امیرالمؤمنین علی علیه السلام، ماجرای هانی بن عروه، و فضای منتهی به واقعه عاشورا است. در ادبیات تاریخی و تحلیلی شیعه، شریح از جمله شخصیت‌هایی دانسته می‌شود که رفتار او، نسبت میان قضاوت، قدرت سیاسی، دنیاگرایی و بی‌بصیرتی خواص را آشکار می‌سازد.


۱ - نسب، کنیه و جایگاه رجالی

[ویرایش]

کنیه شریح را ابوامیه نوشته‌اند. او به قبیله کِنده منسوب شده است، اما برخی منابع، اصل او را از قبیله رائش دانسته‌اند که با کنده هم‌پیمان بودند. در گزارش‌ها آمده است که خاندان شریح از بنی‌رائش در کوفه سکونت یافتند و اصل آنان از نواحی هجر و حضرموت بود. از این جهت، او را عموماً از اعراب جنوبی و وابسته به محیط قبیله‌ای یمن به شمار آورده‌اند. شریح از کسانی است که روزگار جاهلیت و اسلام را درک کرد. با این حال، بنا بر گزارش مشهور، وی پیامبر اسلام را ملاقات نکرد؛ از این‌رو در طبقه تابعین قرار می‌گیرد، نه صحابه. همین جایگاه رجالی سبب شده است که در آثار رجالی و تراجم، نام او در شمار بزرگان تابعین ذکر شود، هرچند در ارزیابی شخصیت او میان منابع اهل سنت و شیعه تفاوت آشکاری دیده می‌شود.

۲ - آغاز قضاوت و انتصاب در کوفه

[ویرایش]

در برخی گزارش‌ها آمده است که شریح، شیوه قضاوت را از معاذ بن جبل در یمن آموخت. شهرت اصلی او از زمانی آغاز شد که در دوره خلافت عمر بن خطاب به قضاوت در کوفه منصوب شد. در منابع، داستانی درباره این انتصاب نقل شده است: عمر اسبی را به شرط آزمایش خرید، اما پس از بروز عیب در اسب، میان او و فروشنده اختلاف پیش آمد و شریح به داوری میان آن دو فراخوانده شد. شریح حکم کرد که خریدار باید یا اسب را همان‌گونه که تحویل گرفته بازگرداند یا معامله را بپذیرد. این داوری مورد پسند عمر قرار گرفت و به دنبال آن، وی شریح را به منصب قضاوت کوفه گماشت. صرف‌نظر از جزئیات این روایت، آنچه در کلیت منابع مشترک است، این است که شریح از دوره عمر وارد ساختار رسمی قضاوت شد و این منصب را در دوره‌های بعدی نیز حفظ کرد. این استمرار طولانی، او را به یکی از مشهورترین قضات صدر اسلام تبدیل کرد.

۳ - استمرار منصب در دوره‌های مختلف

[ویرایش]

شریح از جمله معدود افرادی بود که توانست در دوره‌های گوناگون سیاسی، از خلافت عمر و عثمان تا دوران امیرالمؤمنین علی، سپس معاویه، زیاد بن ابیه، عبیدالله بن زیاد، و در برخی نقل‌ها تا روزگار عبدالملک مروان و حجاج بن یوسف، در جایگاه قضایی باقی بماند. در پاره‌ای منابع آمده است که او افزون بر کوفه، مدتی نیز در بصره عهده‌دار قضاوت بود. این استمرار، در منابع مختلف به‌گونه‌های متفاوت تفسیر شده است. در برخی منابع اهل سنت، این امر نشانه مهارت او در قضا و مقبولیت اجتماعی‌اش دانسته شده است. اما در خوانش شیعی، باقی‌ماندن او در دستگاه‌های سیاسی متنوع، به‌ویژه حکومت‌های اموی، غالباً نشانه سازش‌کاری، دنیاطلبی و حفظ موقعیت شخصی تلقی شده است. از این منظر، شریح نمونه کسی است که به جای کناره‌گیری از ساختارهای ستم، با انعطاف در برابر حاکمان، موقعیت خود را حفظ کرد.

۴ - شریح در روزگار امیرالمؤمنین علی

[ویرایش]

شریح در دوران خلافت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نیز در منصب قضا باقی ماند. با این حال، حفظ او در این مقام به معنای تأیید مطلق عملکرد او نبود. در گزارش‌های تاریخی و روایی، مواردی آمده است که نشان می‌دهد امام علی از برخی رفتارها و داوری‌های او خشنود نبود. مشهورترین گزارش درباره شریح در این دوره، نامه امام علی به او است که در نهج‌البلاغه آمده است. بر پایه این گزارش، امام علی علیه السلام آگاه شد که شریح خانه‌ای به بهای هشتاد دینار خریداری کرده است. حضرت او را فراخواند و با لحنی هشدارآمیز، نسبت به دلبستگی به دنیا، فراموشی مرگ و غفلت از حساب الهی تذکر داد. این نامه در سنت شیعی، از متون مهم در اخلاق کارگزاران حکومت اسلامی به شمار می‌رود. در این متن، مخاطب فقط شخص شریح نیست، بلکه همه کارگزارانی هستند که ممکن است موقعیت اداری خود را دستاویز رفاه‌طلبی و دنیاگرایی قرار دهند. از این‌رو، نامه امام به شریح، در تحلیل‌های شیعی، صرفا گزارش یک واقعه شخصی نیست، بلکه سندی در نقد اشرافی‌گری و وابستگی کارگزاران به دنیا محسوب می‌شود. در برخی منابع آمده است که امام علی علیه السلام به دلیل نارضایتی از عملکرد شریح، او را از کوفه به منطقه‌ای چون بانقیا یا مانیقیا تبعید کرد؛ جایی که گفته شده گروهی از یهودیان در آن ساکن بودند. درباره جزئیات این واقعه و علت دقیق آن، گزارش‌ها یکسان نیست. در شماری از منابع، این اقدام به قضاوت نادرست شریح یا برخی رفتارهای سیاسی او نسبت داده شده است. با این همه، اصل وجود نگاه انتقادی امام علی به شریح، در سنت شیعی جایگاهی روشن دارد.

۵ - شریح در دوره امویان

[ویرایش]

پس از شهادت امیرالمؤمنین علی، شریح در ساختار حکومت اموی نیز باقی ماند و با کارگزاران این حکومت همکاری داشت. در این دوره، نام او در پیوند با افرادی چون معاویه، زیاد بن ابیه و عبیدالله بن زیاد دیده می‌شود. در برخی نقل‌ها آمده است که زیاد بن ابیه، او را با خود به بصره برد و شریح مدتی در آنجا نیز به قضاوت پرداخت. در نگاه شیعی، حضور مستمر شریح در دستگاه امویان، از مهم‌ترین شواهد بر وابستگی او به قدرت سیاسی به شمار آمده است. از این منظر، او نه یک قاضی مستقل، بلکه کارگزاری بود که در چارچوب مصالح حکومت عمل می‌کرد و در بزنگاه‌ها از موضع حق فاصله می‌گرفت.

۶ - نقش شریح در ماجرای هانی بن عروه

[ویرایش]

یکی از مهم‌ترین و مستندترین بخش‌های زندگی سیاسی شریح، نقش او در ماجرای هانی بن عروه است؛ رخدادی که در روند سرکوب نهضت مسلم بن عقیل در کوفه تأثیر جدی داشت. پس از ورود عبیدالله بن زیاد به کوفه و شدت گرفتن فشار بر هواداران امام حسین علیه السلام ، هانی بن عروه به دارالاماره فراخوانده و بازداشت شد. با انتشار خبر بازداشت یا احتمال قتل او، قبیله مذحج و همراهان هانی اطراف قصر ابن زیاد گرد آمدند. در این هنگام، عبیدالله بن زیاد از شریح خواست نزد هانی برود و سپس بیرون آمده، به مردم اطلاع دهد که هانی زنده است. بر اساس گزارش‌های تاریخی، شریح نزد هانی رفت و او را در حالی دید که مجروح و خون‌آلود بود. هانی از او خواست که حقیقت را به قبیله‌اش برساند و زمینه نجات او را فراهم کند. با این حال، شریح هنگام بازگشت، به مردم گفت که هانی زنده است و کشته نشده و بدین‌سان، گروه محاصره‌کننده متفرق شدند. این اقدام، در تحلیل‌های شیعی، یکی از نمونه‌های روشن همکاری شریح با حکومت ظلم و از عوامل مؤثر در تثبیت موقعیت ابن زیاد دانسته شده است. در اینجا، اهمیت شریح بیش از آنکه در قالب یک قاضی ظاهر شود، در نقش یک چهره دارای اعتبار اجتماعی است که سخن او توانست جمعی معترض را آرام و پراکنده کند. از نگاه شیعی، این واقعه از بارزترین مصادیق مسئولیت‌گریزی و ترجیح مصلحت شخصی بر یاری حق به شمار می‌رود.

۷ - نسبت شریح با نهضت عاشورا

[ویرایش]

نام شریح قاضی در بررسی زمینه‌های واقعه عاشورا نیز مطرح است. در تحلیل‌های شیعی، او غالباً در شمار خواص کوفه قرار می‌گیرد؛ کسانی که به دلیل دنیاگرایی، محافظه‌کاری یا ترس، در برابر ظلم سکوت کردند و در نتیجه، زمینه اجتماعی برای وقوع فاجعه کربلا فراهم شد. در برخی منابع متأخر و در ادبیات عمومی و منبری، مشهور شده است که شریح به دستور عبیدالله بن زیاد، فتوایی بر جواز یا وجوب قتل امام حسین صادر کرده و آن حضرت را به سبب خروج بر خلیفه وقت، مستحق جنگ دانسته است. این گزارش در حافظه عمومی شیعی شهرت یافته، اما از نظر منبع‌شناسی تاریخی، محل مناقشه است. بر پایه بررسی‌های معاصر و آنچه از متون ارسالی برمی‌آید، در منابع کهن و معتبر، سند روشنی برای این فتوا وجود ندارد. از این‌رو، بسیاری از پژوهشگران تصریح کرده‌اند که انتساب چنین فتوایی به شریح، از نظر تاریخی اثبات‌شده نیست. در عین حال، نبودِ سند معتبر برای این فتوا، به معنای تبرئه سیاسی یا اخلاقی او در قبال حوادث منتهی به عاشورا نیست. زیرا نقش او در ماجرای هانی بن عروه و همکاری‌اش با ساختار حاکم، در منابع تاریخی گزارش شده و همین مقدار، جایگاه او را در تحلیل شیعی روشن می‌سازد. برخی تحلیل‌ها احتمال داده‌اند که شریح، به عنوان فقیه و قاضی، احکام کلی رایج در فقه سیاسیِ وابسته به خلافت را درباره حرمت خروج بر حاکم وقت پذیرفته بوده و حکومت اموی از این منطق کلی بهره برده است؛ اما این فرض، با صدور فتوای مشخص درباره قتل امام حسین یکسان نیست. در نتیجه، در نگارش دانشنامه‌ای با رویکرد شیعی، درست آن است که این انتساب، مشهور اما غیرثابت توصیف شود.

۸ - شریح و گواهی علیه حجر بن عدی

[ویرایش]

در برخی گزارش‌ها، شریح از جمله کسانی دانسته شده است که در پرونده حجر بن عدی و یارانش، به سود حکومت شهادت داد یا دست‌کم با روند سرکوب آنان همراهی کرد. هرچند جزئیات این نقش در همه منابع یکسان نیست، اما در ادبیات شیعی، این موضوع نیز در کنار ماجرای هانی و همراهی با امویان، به عنوان نشانه‌ای از دوری او از جبهه اهل‌بیت علیه السلام یاد شده است.

۹ - موضع او در دوره مختار

[ویرایش]

پس از واقعه عاشورا و با قیام مختار ثقفی در کوفه، بار دیگر نام شریح مطرح شد. در برخی نقل‌ها آمده است که مختار، به سبب سابقه شریح در همراهی با مخالفان اهل‌بیت و نیز به سبب اعتراض مردم کوفه به او، وی را از شهر بیرون کرد و به بانقیا فرستاد. در برخی گزارش‌های دیگر نیز آمده است که شریح در این دوره از قضاوت کناره گرفت یا به بهانه بیماری از منصب فاصله گرفت. این بخش از زندگی شریح نیز خالی از اختلاف نیست، اما در مجموع نشان می‌دهد که جایگاه اجتماعی و سیاسی او در میان بخش مهمی از مردم کوفه، به‌ویژه شیعیان و هواداران مختار، به شدت تضعیف شده بود.

۱۰ - کناره‌گیری از قضاوت و سال‌های پایانی

[ویرایش]

در گزارش‌های تاریخی آمده است که شریح در دوره فتنه عبدالله بن زبیر، مدتی از قضاوت کنار نشست و در منازعات سیاسی دخالت آشکار نکرد. سپس در دوره عبدالملک مروان و حکومت حجاج بن یوسف، نام او دوباره در منصب قضا دیده می‌شود. در نهایت، با معرفی فردی دیگر برای قضاوت یا با پذیرش استعفا، از این منصب کناره گرفت. درباره سال وفات شریح اختلاف فراوان وجود دارد و سال‌های ۷۶، ۷۸، ۷۹، ۸۷، ۹۷ و ۹۹ هجری برای مرگ او نقل شده است. همچنین درباره طول عمر او نیز گزارش‌ها متفاوت است و سن او را از حدود صد تا بیش از صد و بیست سال نوشته‌اند. این اختلاف‌ها نشان می‌دهد که جزئیات زندگانی او در بخش‌های پایانی، به‌طور دقیق محفوظ نمانده است.

۱۱ - ویژگی‌های شخصیتی در منابع

[ویرایش]

در منابع تاریخی، برای شریح ویژگی‌هایی چون زیرکی، حاضر‌جوابی، مهارت در قضاوت، آشنایی با نسب و شعر ذکر شده است. این ویژگی‌ها سبب شده بود که از نظر فنی، در شمار قضات برجسته زمان خود قرار گیرد. با این حال، در تحلیل شیعی، این توانایی‌ها زمانی ارزش مثبت می‌یابند که در خدمت حق و عدالت باشند؛ و هنگامی که شخصی با چنین جایگاهی در کنار حکومت‌های ستمگر قرار گیرد، همین توانایی‌ها می‌تواند وسیله تثبیت باطل شود. از این منظر، شریح در سنت شیعی تنها یک فرد زیرک یا قاضی کاردان نیست، بلکه نمونه‌ای از کسی است که هوش و موقعیت اجتماعی خود را در مسیر دفاع از حقیقت به کار نبرد. همین نکته سبب شده است که نام او در مباحث تربیتی و تاریخی، در کنار بحث از «خواص بی‌بصیرت» مطرح شود.


رده‌های این صفحه : عاملان واقعه کربلا




جعبه ابزار