• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

سپاه عمر بن سعد

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



لشکر عمر بن سعد نام سپاهی است که در سال ۶۱ هجری قمری و در جریان واقعه کربلا، به فرمان عبیدالله بن زیاد، حاکم منصوب یزید بن معاویه در کوفه، برای مقابله با امام حسین بن علی علیه السلام سازمان‌دهی شد. این سپاه که از قبایل مختلف ساکن کوفه تشکیل شده بود، مسئولیت محاصره، نبرد و در نهایت شهادت امام حسین و یارانش را بر عهده داشت. بررسی ساختار فرماندهی، ترکیب اجتماعی، آمار نیروها، انگیزه‌های سیاسی و شرایط شکل‌گیری این لشکر، یکی از مهم‌ترین موضوعات در مطالعات تاریخی مربوط به عاشورا و قیام امام حسین به شمار می‌رود. واقعه کربلا صرفاً یک نبرد نظامی میان دو گروه نبود، بلکه رویارویی دو نگرش متفاوت نسبت به حکومت، دین، مشروعیت سیاسی و جایگاه اهل‌بیت پیامبر اسلام محسوب می‌شد. از این رو شناخت لشکر عمر بن سعد تنها به معنای بررسی یک نیروی نظامی نیست، بلکه مطالعه جامعه کوفه در آستانه یکی از مهم‌ترین تحولات تاریخ اسلام است.

فهرست مندرجات

۱ - پیشینه سیاسی
       ۱.۱ - نظام عریف‌ها و کنترل اجتماعی
۲ - انتصاب عمر بن سعد و آغاز مأموریت کربلا
       ۲.۱ - نامه سرنوشت‌ساز عبیدالله بن زیاد
۳ - شمر بن ذی‌الجوشن؛ ناظر ویژه حکومت
۴ - شمار نیروهای لشکر عمر بن سعد
       ۴.۱ - پدیده فرار و ریزش نیروها
       ۴.۲ - ترکیب جغرافیایی لشکر
       ۴.۳ - ترکیب قبایلی لشکر
۵ - آرایش نظامی لشکر عمر بن سعد در روز عاشورا
       ۵.۱ - فرماندهی کل
       ۵.۲ - فرمانده جناح راست (میمنه)
       ۵.۳ - فرمانده جناح چپ (میسره)
       ۵.۴ - فرمانده سواره‌نظام
       ۵.۵ - فرمانده پیاده‌نظام
       ۵.۶ - پرچمدار سپاه
۶ - تلاش برای جلوگیری از جنگ
۷ - احتجاجات امام حسین با سپاه کوفه
       ۷.۱ - استناد به نسب نبوی
       ۷.۲ - استناد به یادگارهای پیامبر
       ۷.۳ - واکنش سپاه کوفه
۸ - بررسی شبهه «آیا شیعیان امام حسین را کشتند؟»
       ۸.۱ - جبهه حق؛ ترکیب انسانی جبهه امام
۹ - پایان نبرد و آغاز مرحله جدید واقعه کربلا
       ۹.۱ - غارت خیمه‌های اهل‌بیت
       ۹.۲ - هتک حرمت زنان و کودکان
       ۹.۳ - آتش زدن خیمه‌ها
       ۹.۴ - تلاش برای قتل امام سجاد
       ۹.۵ - نعل‌کوبی و تاختن اسب بر پیکر امام حسین
              ۹.۵.۱ - وضعیت پیکر شهدا
۱۰ - بررسی آمار تلفات سپاه عمر بن سعد
۱۱ - تقسیم سرهای شهدا میان قبایل
۱۲ - خروج سپاه عمر بن سعد از کربلا
       ۱۲.۱ - حرکت کاروان اسرا
۱۳ - نقش زنان در واقعه کربلا
۱۴ - ارزیابی تاریخی و پیامدها
       ۱۴.۱ - فروپاشی چهره اخلاقی حکومت اموی
       ۱۴.۲ - آزمون تاریخی کوفه
       ۱۴.۳ - ماندگاری نام شهدا
۱۵ - جمع‌بندی

۱ - پیشینه سیاسی

[ویرایش]

(استحاله کوفه از پایتخت علوی تا پایگاه اموی)
برای درک چگونگی شکل‌گیری لشکر عمر بن سعد، باید شرایط سیاسی و اجتماعی کوفه در دهه‌های منتهی به عاشورا مورد توجه قرار گیرد. کوفه در دوران خلافت علی بن ابی‌طالب علیه السلام، مرکز حکومت اسلامی و مهم‌ترین پایگاه سیاسی حامیان اهل‌بیت به شمار می‌رفت. بسیاری از یاران نزدیک امام علی، قاریان قرآن، رزمندگان فتوحات اسلامی و قبایل عرب در این شهر سکونت داشتند. با این حال پس از صلح امام حسن علیه السلام و استقرار حکومت اموی، سیاست‌های گسترده‌ای برای تغییر بافت سیاسی و اعتقادی شهر آغاز شد. یکی از مهم‌ترین عوامل این تغییر، حکومت زیاد بن ابیه و پس از او فرزندش عبیدالله بن زیاد بود. این دو حاکم با استفاده از ابزارهای امنیتی، سرکوب سیاسی، تهدید مخالفان و کنترل شدید قبایل، توانستند بخش بزرگی از ساختار سیاسی کوفه را در اختیار حکومت اموی قرار دهند.

۱.۱ - نظام عریف‌ها و کنترل اجتماعی


یکی از مهم‌ترین ابزارهای عبیدالله بن زیاد برای کنترل مردم، نظام «عریف‌ها» بود. عریف‌ها سران گروه‌های قبیله‌ای و اجتماعی بودند که وظیفه داشتند افراد تحت نفوذ خود را کنترل کنند و در برابر حکومت پاسخگو باشند. عبیدالله بن زیاد از این ساختار بهره برد تا همه قبایل کوفه را تحت فشار قرار دهد. طبق گزارش‌های تاریخی، او به سران قبایل هشدار داد که اگر افراد قبیله آنان از پیوستن به سپاه خودداری کنند یا به حمایت از امام حسین بپردازند، نه تنها خود آنان بلکه خانواده‌ها و بستگانشان نیز مجازات خواهند شد. به این ترتیب بسیاری از مردم کوفه عملاً میان دو گزینه قرار گرفتند: پیوستن به سپاه حکومت و یا مواجه شدن با مرگ، زندان، مصادره اموال و نابودی خانواده. در نتیجه، بخش مهمی از سپاهی که در کربلا مقابل امام حسین قرار گرفت، نه از شام بلکه از درون جامعه کوفه و تحت فشار ساختار امنیتی حکومت شکل گرفت.

۲ - انتصاب عمر بن سعد و آغاز مأموریت کربلا

[ویرایش]

(عمر بن سعد؛ تردید میان دنیا و آخرت)
عمر بن سعد بن ابی‌وقاص، فرزند سعد بن ابی‌وقاص، از اشراف شناخته‌شده کوفه بود. پدر او از فرماندهان مشهور فتوحات اسلامی و فاتح ایران محسوب می‌شد. در منابع تاریخی، عمر بن سعد اغلب به عنوان نماد شخصیتی معرفی شده است که میان منافع دنیوی و باورهای دینی گرفتار شد. در آستانه قیام امام حسین، عمر بن سعد از سوی حکومت اموی برای تصدی حکومت ری انتخاب شده بود. حکومت ری در آن زمان یکی از مهم‌ترین و پردرآمدترین مناصب سیاسی به شمار می‌رفت و دستیابی به آن آرزوی بسیاری از اشراف عرب بود. با نزدیک شدن امام حسین به عراق، عبیدالله بن زیاد تصمیم گرفت مأموریت مقابله با امام را به عمر بن سعد واگذار کند. عمر سعد در ابتدا از پذیرش این مسئولیت اکراه داشت و می‌کوشید از درگیری مستقیم با امام حسین پرهیز کند. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که او شب‌ها به شدت دچار تردید بود و درباره پذیرش این مأموریت با اطرافیان خود مشورت می‌کرد. اما عبیدالله بن زیاد با زیرکی سیاسی، حکومت ری را به جنگ با امام حسین گره زد. او به عمر سعد اعلام کرد که تنها در صورت انجام مأموریت کربلا، فرمان حکومت ری به وی واگذار خواهد شد. به این ترتیب عمر بن سعد در برابر انتخابی تاریخی قرار گرفت: حفظ مقام و دستیابی به حکومت ری و یا کنار کشیدن از جنگ با فرزند پیامبر اسلام که در نهایت او گزینه نخست را برگزید.

۲.۱ - نامه سرنوشت‌ساز عبیدالله بن زیاد


یکی از مهم‌ترین اسناد مربوط به واقعه کربلا، نامه‌ای است که عبیدالله بن زیاد برای عمر بن سعد فرستاد. در روزهای نخست حضور سپاه کوفه در کربلا، عمر بن سعد هنوز امیدوار بود از طریق مذاکره و توافق، بحران را بدون جنگ حل کند. او چندین بار کوشید راهی برای مصالحه بیابد و گزارش‌هایی نیز برای ابن زیاد ارسال کرد. اما پاسخ عبیدالله بن زیاد بسیار تند و قاطع بود. بر اساس گزارش‌های تاریخی، ابن زیاد در نامه خود نوشت: «من تو را به سوی حسین نفرستادم تا نگهبان او باشی، به او مهلت دهی یا نزد من شفاعتش کنی. اگر حسین و یارانش تسلیم فرمان من شدند آنان را نزد من بفرست، و اگر نپذیرفتند بر آنان حمله کن، آنان را بکش و پیکرهایشان را مثله نما.» این نامه عملاً راه هرگونه مصالحه را بست و روند حوادث را به سوی نبرد نهایی سوق داد.

۳ - شمر بن ذی‌الجوشن؛ ناظر ویژه حکومت

[ویرایش]

جایگاه شمر در سپاه : شمر بن ذی‌الجوشن از مهم‌ترین شخصیت‌های حاضر در لشکر عمر بن سعد بود. اگرچه او از نظر رسمی فرمانده کل سپاه نبود، اما در عمل نقشی فراتر از یک فرمانده عادی داشت. عبیدالله بن زیاد او را به عنوان نماینده ویژه خود به کربلا فرستاده بود تا بر اجرای دستورات حکومت نظارت کند. در واقع شمر نوعی «بازرس عالی» حکومت در میدان نبرد محسوب می‌شد. مهم‌ترین مأموریت شمر جلوگیری از هرگونه نرمش یا مصالحه از سوی عمر بن سعد بود. ابن زیاد به او دستور داده بود: اگر عمر سعد مطابق دستورات عمل کرد، از او حمایت کند و اگر از جنگ خودداری کرد، او را بکشد و شخصاً فرماندهی سپاه را بر عهده بگیرد. شمر بارها در جلسات فرماندهان سپاه، با یادآوری «فرمان امیر»، تلاش‌های صلح‌جویانه عمر سعد را خنثی کرد و از اصلی‌ترین محرکان جنگ به شمار می‌رفت.

۴ - شمار نیروهای لشکر عمر بن سعد

[ویرایش]

یکی از موضوعات مورد اختلاف در منابع تاریخی، تعداد دقیق نیروهای حاضر در لشکر عمر بن سعد است.
آمار اولیه: چهار تا شش هزار نفر : برخی گزارش‌ها تعداد نیروهای اولیه‌ای را که همراه عمر بن سعد وارد کربلا شدند، بین چهار تا شش هزار نفر ذکر کرده‌اند. این رقم مربوط به نخستین مرحله استقرار سپاه در منطقه کربلا است.

آمارهای میانی: بیست تا بیست‌ودو هزار نفر : با ادامه بسیج نیروها از کوفه، شمار سپاهیان افزایش یافت. بسیاری از منابع تعداد نیروهای اعزامی تا روز نهم محرم را حدود بیست تا بیست‌ودو هزار نفر دانسته‌اند. این رقم شامل واحدهایی است که به تدریج به سپاه اصلی ملحق شدند.

آمار مشهور: سی هزار نفر: مشهورترین آمار مربوط به تعداد سپاه عمر بن سعد، عدد سی هزار نفر است. این رقم در شماری از روایات منسوب به امام سجاد علیه السلام و امام صادق علیه السلام نیز دیده می‌شود و در میان مورخان شیعه شهرت فراوان دارد. از منظر تاریخی نیز این عدد غیرممکن به نظر نمی‌رسد. برخی پژوهشگران با توجه به جمعیت نظامی کوفه، معتقدند در آن زمان حدود صد هزار مرد جنگی در این شهر حضور داشتند و بنابراین اعزام سی هزار نفر به کربلا از نظر لجستیکی و نظامی امکان‌پذیر بوده است.

۴.۱ - پدیده فرار و ریزش نیروها


یکی از نکات مهم در تحلیل سپاه عمر بن سعد، مسئله اکراه عمومی و فرار بخشی از نیروها است. گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهد بسیاری از مردم کوفه تمایل واقعی به جنگ با امام حسین نداشتند. بر اساس برخی نقل‌ها، عبیدالله بن زیاد گاه دسته‌های هزار نفری را از کوفه اعزام می‌کرد، اما هنگام رسیدن این دسته‌ها به کربلا تنها سیصد یا چهارصد نفر از آنان باقی مانده بودند. بخش قابل توجهی از نیروها در طول مسیر، به ویژه در تاریکی شب، از سپاه جدا می‌شدند و به خانه‌های خود بازمی‌گشتند. این مسئله نشان می‌دهد که همه نیروهای حاضر در لشکر عمر بن سعد از روی اعتقاد و انگیزه مذهبی نجنگیدند، بلکه بسیاری تحت فشار ساختار امنیتی حکومت به میدان کشیده شدند.

۴.۲ - ترکیب جغرافیایی لشکر


آیا شامیان در کربلا حضور داشتند؟ یکی از مباحث مطرح در مطالعات تاریخی عاشورا، مسئله حضور نیروهای شامی در کربلا است. بر اساس گزارش‌های مورخانی چون مسعودی و سبط ابن جوزی، هیچ سپاه سازمان‌یافته‌ای از شام برای شرکت در نبرد کربلا اعزام نشد. تمام فرماندهان و بخش عمده سربازان حاضر در سپاه عمر بن سعد از اهالی کوفه و قبایل مستقر در عراق بودند. بنابراین لشکر کربلا عمدتاً یک لشکر کوفی محسوب می‌شود. مفهوم سیاسی «اهل شام» : در برخی روایات و خطبه‌ها، از دشمنان امام حسین با عنوان «اهل شام» یاد شده است. این تعبیر بیش از آنکه معنای جغرافیایی داشته باشد، معنای سیاسی دارد. منظور از اهل شام در این کاربردها، پیروان حکومت اموی و خلافت مستقر در شام است، نه لزوماً ساکنان شهر دمشق یا سرزمین شام.

۴.۳ - ترکیب قبایلی لشکر


سپاه عمر بن سعد مجموعه‌ای از قبایل مختلف عرب ساکن کوفه بود. عبیدالله بن زیاد با استفاده از نفوذ سران قبایل توانست بدنه قبایل را نیز به میدان نبرد بکشاند. در میان اشراف و سران قبایل حاضر در سپاه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: شبث بن ربعی از قبیله بنی تمیم، عمرو بن حجاج از قبیله مذحج؛ شمر بن ذی‌الجوشن؛ عروة بن قیس ؛ قرة بن قیس حنظلی حضور این افراد نشان می‌دهد که حکومت اموی موفق شده بود بخش مهمی از ساختار قبیله‌ای کوفه را در خدمت اهداف خود قرار دهد.

۵ - آرایش نظامی لشکر عمر بن سعد در روز عاشورا

[ویرایش]

با نزدیک شدن به روز دهم محرم سال ۶۱ هجری قمری، عمر بن سعد لشکر خود را که چندین برابر سپاه امام حسین بود، در قالب یک آرایش نظامی منظم سازمان‌دهی کرد. هدف اصلی این آرایش، محاصره کامل اردوگاه امام و جلوگیری از هرگونه نفوذ، خروج یا مانور نظامی بود. ساختار فرماندهی سپاه کوفه نشان می‌دهد که فرماندهان آن از تجربه جنگی قابل توجهی برخوردار بودند و تلاش داشتند با استفاده از برتری عددی، هرگونه مقاومت را در کوتاه‌ترین زمان ممکن در هم بشکنند.

۵.۱ - فرماندهی کل


فرماندهی عالی لشکر بر عهده عمر بن سعد بود. تمامی واحدهای رزمی، اعم از سواره و پیاده، تحت فرمان او عمل می‌کردند و تصمیم نهایی درباره آغاز حمله و اداره میدان نبرد با وی بود.

۵.۲ - فرمانده جناح راست (میمنه)


فرمانده جناح راست سپاه، عمرو بن حجاج زبیدی بود. وی از شخصیت‌های بانفوذ قبیله مذحج به شمار می‌رفت و پیش از آغاز نبرد نیز در محاصره اقتصادی و نظامی امام حسین نقش مهمی ایفا کرده بود. مهم‌ترین اقدام او پیش از عاشورا، مشارکت در بستن راه دسترسی امام و یارانش به آب فرات بود؛ اقدامی که در منابع تاریخی به عنوان یکی از مهم‌ترین فشارهای اعمال‌شده بر اردوگاه امام شناخته می‌شود. وی نقش مهمی در ایجاد حلقه محاصره اطراف اردوگاه امام داشت.


۵.۳ - فرمانده جناح چپ (میسره)


فرمانده جناح چپ لشکر، شمر بن ذی‌الجوشن بود. شمر علاوه بر مسئولیت نظامی، نقش سیاسی و نظارتی نیز داشت و از تندروترین عناصر حاضر در سپاه به شمار می‌رفت. در طول نبرد، او بارها خواستار حمله مستقیم به خیمه‌های اهل‌بیت شد و پس از شهادت امام نیز در وقایع مربوط به هجوم به خیمه‌ها و آزار بازماندگان نقش فعالی ایفا کرد.

۵.۴ - فرمانده سواره‌نظام


فرماندهی سواره‌نظام سپاه بر عهده عروة بن قیس احمسی بود. سواره‌نظام مهم‌ترین بخش رزمی لشکر عمر بن سعد محسوب می‌شد و در مراحل مختلف نبرد، به‌ویژه در محاصره و حملات گسترده، نقش تعیین‌کننده‌ای داشت.

۵.۵ - فرمانده پیاده‌نظام


فرمانده پیاده‌نظام سپاه، شبث بن ربعی بود. انتخاب او برای این جایگاه، اهمیت سیاسی ویژه‌ای داشت؛ زیرا شبث از چهره‌های شناخته‌شده کوفه و از افراد دارای نفوذ در میان قبایل محسوب می‌شد. شبث بن ربعی از جنجالی‌ترین شخصیت‌های تاریخ صدر اسلام است. زندگی سیاسی او نمونه‌ای از تغییر مواضع مکرر و پیوستن به جریان‌های مختلف سیاسی به شمار می‌رود. او در دوره‌های مختلف: در سپاه امام علی علیه السلام حضور داشت. مدتی با خوارج همراه شد. سپس به حکومت اموی نزدیک گردید. و سرانجام در واقعه کربلا فرماندهی بخشی از سپاه عمر بن سعد را پذیرفت. نکته قابل توجه آن است که شبث از جمله افرادی بود که پیش از ورود امام حسین به عراق، برای ایشان نامه دعوت ارسال کرده بود. با این حال در روز عاشورا در صف مخالفان امام قرار گرفت. به همین دلیل بسیاری از مورخان، او را نماد نفاق سیاسی، دنیاطلبی و فرصت‌طلبی در جامعه کوفه دانسته‌اند.

۵.۶ - پرچمدار سپاه


در منابع تاریخی، پرچمدار سپاه عمر بن سعد را درید معرفی کرده‌اند. برخی منابع نیز نام او را زید یا ذوید ثبت کرده‌اند. وی غلام عمر بن سعد بود و مسئولیت حمل پرچم اصلی سپاه را بر عهده داشت.

۶ - تلاش برای جلوگیری از جنگ

[ویرایش]

در روزهای نخست استقرار سپاه کوفه در کربلا، هنوز راه برای مذاکره کاملاً بسته نشده بود. عمر بن سعد چندین بار کوشید از طریق گفت‌وگو راهی برای حل بحران پیدا کند. در همین چارچوب قرة بن قیس حنظلی به نزد امام حسین اعزام شد. طبق گزارش‌های تاریخی، امام حسین در پاسخ اعلام کردند که اگر مردم کوفه از دعوت خود پشیمان شده‌اند، حاضرند بازگردند. این پاسخ یکی از مهم‌ترین نمونه‌های اتمام حجت امام با جامعه کوفه محسوب می‌شود. با این حال عبیدالله بن زیاد این راه را مسدود کرد و بر تسلیم کامل یا جنگ تأکید نمود.

۷ - احتجاجات امام حسین با سپاه کوفه

[ویرایش]

روز عاشورا تنها صحنه نبرد نظامی نبود؛ بلکه عرصه‌ای برای اتمام حجت و بیان حقایق نیز به شمار می‌رفت. امام حسین بارها با سپاه کوفه سخن گفتند و تلاش کردند حقیقت موقعیت خود را برای حاضران روشن سازند. این احتجاجات از مهم‌ترین اسناد تاریخی واقعه عاشورا محسوب می‌شود.

۷.۱ - استناد به نسب نبوی


امام حسین در سخنان خود بارها بر نسبت خویش با پیامبر اسلام تأکید کردند. ایشان از مردم کوفه پرسیدند:
آیا مرا نمی‌شناسید؟
آیا من فرزند دختر پیامبر شما نیستم؟
آیا حمزه سیدالشهدا عموی من نیست؟
آیا جعفر طیار عموی من نیست؟
هدف این سخنان آن بود که هیچ فردی نتواند به بهانه ناآگاهی، مسئولیت خود را انکار کند.

۷.۲ - استناد به یادگارهای پیامبر


یکی از مهم‌ترین بخش‌های احتجاجات امام، استناد به آثار و یادگارهای پیامبر اسلام بود. بر اساس گزارش‌های تاریخی، امام در حالی که بر مرکب منسوب به رسول خدا سوار بودند و شمشیر و عمامه پیامبر را همراه داشتند، خطاب به سپاه فرمودند: «شما را به خدا سوگند می‌دهم، آیا می‌دانید این عمامه‌ای که بر سر دارم، عمامه رسول خداست؟ آیا می‌دانید این شمشیر، شمشیر رسول خداست؟» امام با این سخنان تلاش داشتند آخرین پرده‌های تردید را از میان بردارند.

۷.۳ - واکنش سپاه کوفه


بر اساس برخی گزارش‌ها، بسیاری از افراد حاضر در سپاه کوفه این حقایق را انکار نکردند. آنان می‌دانستند که حسین بن علی نوه پیامبر اسلام است و یادگارهای پیامبر را همراه دارد. با این حال در برابر این اتمام حجت‌ها، برخی از آنان پاسخ دادند: «ما همه این مطالب را می‌دانیم؛ اما تو را رها نخواهیم کرد تا از تشنگی جان دهی.» این پاسخ در بسیاری از تحلیل‌های تاریخی، نشانه غلبه دنیاطلبی، کینه‌ورزی و اطاعت سیاسی کورکورانه بر حقیقت دانسته شده است.

۸ - بررسی شبهه «آیا شیعیان امام حسین را کشتند؟»

[ویرایش]

یکی از مباحثی که در دوران معاصر مطرح شده، این ادعاست که امام حسین توسط شیعیان خود کشته شد. بررسی منابع تاریخی و شرایط اجتماعی کوفه نشان می‌دهد که این مسئله نیازمند تحلیل دقیق‌تری است. (تفاوت میان شیعه اعتقادی و شیعه محبتی:) نخستین نکته، تمایز میان شیعیان اعتقادی و افرادی است که صرفاً علاقه یا گرایش ظاهری به اهل‌بیت داشتند. بسیاری از افرادی که در سپاه عمر بن سعد حضور داشتند: از عثمانی‌مذهب‌ها بودند. از خوارج بودند. از عناصر فرصت‌طلب و وابسته به حکومت بودند. یا تحت فشار شدید امنیتی قرار داشتند. در مقابل، شیعیان شناخته‌شده و وفادار به اهل‌بیت عمدتاً در یکی از دو وضعیت قرار داشتند: خود را به کربلا رساندند و در کنار امام شهید شدند. یا پیش از عاشورا توسط عبیدالله بن زیاد بازداشت و زندانی شدند. حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه، بریر بن خضیر و دیگر یاران امام نمونه‌هایی از شیعیان اعتقادی محسوب می‌شوند که در جبهه امام حضور داشتند. (ماهیت واقعی سپاه مقابل:) از منظر تاریخی، سپاهی که در برابر امام حسین قرار گرفت: تحت فرمان مستقیم عبیدالله بن زیاد بود. مشروعیت خود را از حکومت یزید می‌گرفت. توسط فرماندهانی چون شمر و عمر بن سعد اداره می‌شد. و در چارچوب سیاست رسمی خلافت اموی عمل می‌کرد. از این رو، بسیاری از پژوهشگران نسبت دادن قتل امام حسین به «شیعیان واقعی و اعتقادی» را با واقعیت‌های تاریخی سازگار نمی‌دانند.

۸.۱ - جبهه حق؛ ترکیب انسانی جبهه امام


در برابر لشکر عظیم عمر بن سعد، سپاه امام حسین قرار داشت. این سپاه اگرچه از نظر تعداد بسیار کوچک‌تر بود، اما از نظر کیفیت انسانی و اعتقادی جایگاه ویژه‌ای در تاریخ اسلام یافت. مشهورترین روایت تاریخی تعداد یاران امام را ۷۲ نفر ذکر می‌کند: ۳۲ نفر سواره و ۴۰ نفر پیاده اما برخی پژوهش‌های متأخر با بررسی نام شهدا و شمارش دقیق بنی‌هاشم و اصحاب، تعداد افراد حاضر در جبهه امام را تا ۱۵۴ نفر برآورد کرده‌اند. این آمار شامل تمامی کسانی است که در مجموعه جبهه حق حضور داشتند. جبهه امام حسین از طیف‌های گوناگونی تشکیل شده بود: صحابه سالخورده پیامبر اسلام ؛ یاران قدیمی امام علی ؛ جوانان بنی‌هاشم ؛ آزادگان و موالی ؛ زنان همراه کاروان ؛ کودکان خاندان پیامبر در میان این افراد می‌توان به شخصیت‌هایی چون حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه، زهیر بن قین، حضرت عباس، علی‌اکبر، قاسم بن حسن، عبدالله بن حسن و علی‌اصغر اشاره کرد. همچنین زنانی چون ام‌وهب نیز در این جبهه حضور داشتند و نقش مهمی در پشتیبانی و مقاومت ایفا کردند.

۹ - پایان نبرد و آغاز مرحله جدید واقعه کربلا

[ویرایش]

با شهادت امام حسین و آخرین یاران ایشان در عصر روز عاشورا، نبرد نظامی به پایان رسید؛ اما بخش دیگری از واقعه کربلا آغاز شد که در حافظه تاریخی مسلمانان جایگاهی ویژه یافت. بسیاری از مورخان معتقدند رفتار سپاه عمر بن سعد پس از پایان جنگ، تصویری روشن از ماهیت سیاسی و اخلاقی جبهه مقابل امام حسین ارائه می‌کند. اقدامات انجام‌شده پس از شهادت امام و یارانش، نه تنها در معیارهای اخلاقی اسلامی، بلکه حتی بر اساس عرف جنگی رایج در میان قبایل عرب نیز اموری کم‌سابقه و نکوهیده به شمار می‌آمد.

۹.۱ - غارت خیمه‌های اهل‌بیت


بلافاصله پس از شهادت امام حسین، نیروهای سپاه کوفه به سوی خیمه‌های اهل‌بیت هجوم بردند. هدف این هجوم تنها تصرف اموال نبود، بلکه به‌نوعی نمایش پیروزی و اعمال فشار روانی بر بازماندگان نیز محسوب می‌شد. منابع تاریخی گزارش کرده‌اند که مهاجمان هر آنچه را در خیمه‌ها یافتند به غارت بردند. این اموال شامل: لباس‌ها ؛ وسایل شخصی ؛ تجهیزات اردوگاه ؛ زیورآلات و سایر دارایی‌های همراه کاروان بود.

۹.۲ - هتک حرمت زنان و کودکان


برخی گزارش‌های تاریخی حاکی از آن است که غارتگران حتی پوشش و لباس زنان و کودکان را نیز از آنان گرفتند. این اقدام از جمله رخدادهایی است که در منابع عاشورایی به عنوان یکی از تلخ‌ترین حوادث پس از شهادت امام حسین ثبت شده است. در بسیاری از روایت‌ها، این رفتار نشانه فروپاشی کامل معیارهای اخلاقی در بخشی از سپاه کوفه دانسته شده است.

۹.۳ - آتش زدن خیمه‌ها


پس از پایان غارت، بخشی از خیمه‌های اهل‌بیت به آتش کشیده شد. مورخان این اقدام را صرفاً یک عملیات نظامی نمی‌دانند، بلکه آن را بخشی از جنگ روانی علیه خاندان پیامبر تلقی می‌کنند. هدف از این اقدام، ایجاد رعب، وحشت و آشفتگی در میان زنان و کودکان بازمانده بود. در نتیجه آتش‌سوزی، اهل‌بیت ناچار شدند در میان دود و شعله‌های آتش از خیمه‌ای به خیمه دیگر پناه ببرند.

۹.۴ - تلاش برای قتل امام سجاد


یکی از مهم‌ترین رخدادهای پس از عاشورا، ماجرای تلاش برای قتل امام علی بن الحسین بود. امام سجاد در زمان واقعه کربلا بیمار بودند و به همین دلیل در نبرد شرکت نکردند. پس از پایان جنگ، شمر بن ذی‌الجوشن پیشنهاد کرد ایشان نیز کشته شوند تا هیچ مردی از خاندان امام حسین باقی نماند. طبق گزارش‌های تاریخی، حضرت زینب با شجاعت در برابر این اقدام ایستاد و با اعتراض شدید خود مانع اجرای آن شد. همچنین برخی افراد حاضر در سپاه نیز با کشتن فردی بیمار و غیرمسلح مخالفت کردند. در نهایت امام سجاد زنده ماندند و پس از عاشورا رهبری معنوی خاندان اهل‌بیت را بر عهده گرفتند.

۹.۵ - نعل‌کوبی و تاختن اسب بر پیکر امام حسین


یکی از مشهورترین و در عین حال تلخ‌ترین رخدادهای پس از شهادت امام حسین، ماجرای تاختن اسب بر پیکر امام است. این اقدام بر اساس دستور مستقیم عبیدالله بن زیاد انجام شد. در نامه‌ای که وی برای عمر بن سعد فرستاده بود، تأکید شده بود: «اگر حسین کشته شد، سینه و پشت او را زیر سم اسبان لگدمال کن.» این دستور از نگاه بسیاری از مورخان نشان‌دهنده شدت دشمنی حکومت اموی با خاندان پیامبر است. پس از شهادت امام حسین، گروهی از افراد سپاه کوفه داوطلب اجرای این فرمان شدند. طبق گزارش‌های تاریخی، ده نفر از افراد لشکر عمر بن سعد با اسب‌های نعل‌بندی شده بر پیکر امام تاختند. هدف از این اقدام خرد کردن استخوان‌ها و از بین بردن آثار بدن مطهر امام عنوان شده است. در بسیاری از منابع شیعه و اهل سنت، این حادثه به عنوان یکی از آشکارترین جلوه‌های قساوت و کینه‌ورزی سپاه کوفه توصیف شده است.

۹.۵.۱ - وضعیت پیکر شهدا


پس از پایان نبرد، عمر بن سعد دستور دفن کشته‌های سپاه خود را صادر کرد. در مقابل، پیکر امام حسین و یاران ایشان در میدان نبرد رها شد. بدن‌های شهدا تا مدتی بدون دفن باقی ماندند و تنها پس از خروج سپاه کوفه، توسط قبیله بنی‌اسد و با راهنمایی امام سجاد به خاک سپرده شدند. این رفتار نیز در تحلیل‌های تاریخی به عنوان نشانه‌ای از دشمنی عمیق فرماندهان سپاه با اهل‌بیت پیامبر تفسیر شده است.

۱۰ - بررسی آمار تلفات سپاه عمر بن سعد

[ویرایش]

یکی از مباحث مورد اختلاف در منابع تاریخی، تعداد کشته‌های لشکر عمر بن سعد در روز عاشورا است. (روایت مشهور هشتاد و هشت نفر) در برخی منابع، تعداد کشته‌های سپاه کوفه تنها ۸۸ نفر ذکر شده است. این عدد در برخی آثار تاریخی تکرار شده و در میان گزارش‌های مربوط به عاشورا شهرت یافته است. (نقد این آمار:) برخی پژوهشگران این رقم را با واقعیت‌های میدان نبرد سازگار نمی‌دانند. استدلال آنان بر چند محور استوار است:
طولانی بودن نبرد: جنگ عاشورا از ساعات اولیه صبح آغاز شد و تا عصر ادامه یافت. در چنین نبردی که ده‌ها تن از برجسته‌ترین جنگجویان عرب حضور داشتند، کشته شدن تنها ۸۸ نفر از سپاه چند ده هزار نفری دشمن، برای برخی مورخان قابل قبول به نظر نمی‌رسد.
توان رزمی یاران امام: در گزارش‌های مختلف آمده است که برخی یاران امام حسین پیش از شهادت شمار زیادی از مهاجمان را از پای درآوردند. درباره حضرت عباس ، حبیب بن مظاهر، زهیر بن قین و برخی دیگر از یاران امام گزارش‌هایی وجود دارد که از کشته شدن شمار قابل توجهی از نیروهای دشمن به دست آنان حکایت می‌کند.
احتمال محدود بودن آمار : برخی پژوهشگران احتمال داده‌اند که عدد ۸۸ تنها مربوط به افراد شاخص، فرماندهان یا اشراف کشته‌شده سپاه عمر بن سعد باشد، نه مجموع همه تلفات لشکر. بر این اساس، تعداد واقعی کشته‌های سپاه کوفه احتمالاً بیش از این رقم بوده است.

۱۱ - تقسیم سرهای شهدا میان قبایل

[ویرایش]

پس از پایان نبرد، سرهای شهدا از پیکر آنان جدا شد. در منابع تاریخی آمده است که عمر بن سعد این سرها را میان قبایل مختلف تقسیم کرد. هدف از این اقدام آن بود که هر قبیله هنگام ورود به کوفه بتواند سهمی در اثبات حضور خود در جنگ داشته باشد و از عبیدالله بن زیاد پاداش دریافت کند. این اقدام بعدها به یکی از مهم‌ترین نشانه‌های رقابت قبایل برای کسب رضایت حکومت اموی تبدیل شد.

۱۲ - خروج سپاه عمر بن سعد از کربلا

[ویرایش]

عمر بن سعد تا ظهر روز یازدهم محرم در کربلا باقی ماند. در این مدت کشته‌های سپاه خود را دفن کرد و مقدمات حرکت به سوی کوفه را فراهم ساخت. در مقابل، پیکرهای امام حسین و یارانش همچنان در صحرای کربلا باقی ماند.

۱۲.۱ - حرکت کاروان اسرا


در بعدازظهر روز یازدهم محرم، عمر بن سعد دستور حرکت به سوی کوفه را صادر کرد. کاروانی که از کربلا خارج شد شامل موارد زیر بود: اسیران اهل‌بیت (امام سجاد؛ زنان و کودکان بازمانده) ؛ سرهای شهدای کربلا ؛ فرماندهان و نیروهای سپاه کوفه این حرکت آغاز مرحله جدیدی از واقعه عاشورا بود؛ مرحله‌ای که با خطبه‌ها و افشاگری‌های حضرت زینب و امام سجاد در کوفه و شام ادامه یافت. شیخ مفید در کتاب ارشاد و دیگر مورخان این مرحله را نقطه آغاز گسترش پیام عاشورا در سراسر جهان اسلام دانسته‌اند.

۱۳ - نقش زنان در واقعه کربلا

[ویرایش]

زنان جبهه حق : حضور زنان در کربلا محدود به خاندان امام حسین نبود. برخی زنان یاران امام نیز در این واقعه نقش فعالی داشتند. از مشهورترین آنان ام‌وهب است که حضور او در جریان نبرد و حمایت از جبهه امام در منابع تاریخی ثبت شده است. این زنان افزون بر نقش حمایتی، در حفظ روحیه رزمندگان و انتقال پیام عاشورا نیز سهم مهمی داشتند.
اعتراض زنان حاضر در سپاه کوفه: یکی از نکات قابل توجه در منابع تاریخی، واکنش برخی زنان حاضر در اردوگاه سپاه عمر بن سعد است. پس از آغاز غارت خیمه‌ها، گروهی از زنان قبیله بکر بن وائل که همراه مردان خود در سپاه کوفه حضور داشتند، به این رفتار اعتراض کردند. بر اساس گزارش‌های تاریخی، آنان فریاد زدند: «ای آل بکر بن وائل! آیا لباس از تن دختران رسول خدا ربوده می‌شود و شما نظاره می‌کنید؟» این اعتراض نشان می‌دهد که حتی در میان همراهان سپاه کوفه نیز افرادی وجود داشتند که رفتار مهاجمان را نادرست می‌دانستند. بسیاری از مورخان این رخداد را نشانه بیداری وجدان انسانی در میان بخشی از حاضران در صحنه دانسته‌اند.

۱۴ - ارزیابی تاریخی و پیامدها

[ویرایش]

واقعه کربلا اگرچه از نظر نظامی (ظاهرا) با پیروزی سپاه عمر بن سعد پایان یافت، اما پیامدهای سیاسی و تاریخی آن نتایجی متفاوت رقم زد.

۱۴.۱ - فروپاشی چهره اخلاقی حکومت اموی


رفتار سپاه کوفه پس از عاشورا، به‌ویژه: غارت خیمه‌ها ؛ اسارت خاندان پیامبر ؛ تاختن اسب بر پیکر شهدا و نمایش سرهای کشته‌شدگان موجب شد مشروعیت اخلاقی حکومت اموی در نگاه بخش بزرگی از مسلمانان به شدت آسیب ببیند.

۱۴.۲ - آزمون تاریخی کوفه


واقعه کربلا نشان داد بخشی از جامعه کوفه که پیش‌تر از امام حسین دعوت کرده بود، در آزمون سیاسی و اعتقادی خود ناکام ماند. ترس، فشار امنیتی، منافع اقتصادی، رقابت‌های قبیله‌ای و دنیاطلبی از عواملی بودند که در این تحول نقش داشتند.

۱۴.۳ - ماندگاری نام شهدا


یکی از نکات مورد توجه در تحلیل‌های تاریخی، مقایسه میان شهرت و ماندگاری شهدای کربلا با لشکر عظیم عمر بن سعد است. در حالی که نام ده‌ها تن از شهدای کربلا پس از قرن‌ها همچنان در حافظه تاریخی مسلمانان زنده مانده است، نام بخش عمده سپاه چند ده هزار نفری عمر بن سعد در گذر زمان به فراموشی سپرده شد. برخی نویسندگان این موضوع را نشانه‌ای از تأثیر تاریخی و فرهنگی واقعه عاشورا دانسته‌اند.

۱۵ - جمع‌بندی

[ویرایش]

لشکر عمر بن سعد سپاهی بود که از دل جامعه کوفه و تحت هدایت حکومت اموی شکل گرفت. این لشکر آمیزه‌ای از فرماندهان حرفه‌ای، اشراف قبایل، نیروهای وابسته به حکومت، افراد دنیاطلب و گروهی از مردمانی بود که تحت فشار شدید امنیتی به میدان آورده شدند. اختلاف آمارها درباره تعداد نیروها، ماهیت قبایل حاضر، شمار کشته‌شدگان و برخی جزئیات دیگر، از موضوعات مورد بحث در پژوهش‌های عاشورایی است. با این حال، اصل حضور سپاهی بزرگ در برابر گروهی اندک از یاران امام حسین و نقش آن در شهادت امام و اهل‌بیت پیامبر، از مسلمات تاریخ اسلامی به شمار می‌رود. در حافظه تاریخی مسلمانان، لشکر عمر بن سعد بیش از آنکه به دلیل پیروزی نظامی شناخته شود، به سبب نقشی که در یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین رخدادهای تاریخ اسلام ایفا کرد، مورد توجه قرار گرفته است.


رده‌های این صفحه : محرم




جعبه ابزار