حسن مثنی
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
حَسَنِ مُثَنّى (ابومحمّد حسن بن حسن بن علی بن ابیطالب هاشمی قریشی؛ درگذشته حدود ۸۶ قمری) از شخصیتهای برجستهٔ علوی در سدهٔ نخست هجری، محدث، راوی حدیث و از بزرگان
بنیهاشم بود. وی فرزند
امام حسن مجتبی، دومین امام شیعیان، و
خَوله بنت منظور بن زبّان فزاری بود. او به سبب همنامی با پدرش در منابع متأخر به «حسن مثنی» شهرت یافت. این لقب در منابع کهن دیده نمیشود و ظاهراً در قرون بعدی برای تمایز میان او و فرزندش حسن بن حسن، مشهور به «
حسن مثلث»، رواج یافته است. کنیهٔ او ابومحمّد بود و در برخی منابع از وی با عنوان «ابومحمّد هاشمی مدنی» نیز یاد شده است.
[ویرایش]
مادر حسن مثنی، خوله بنت منظور بن زبّان، از قبیلهٔ
بنیفزاره بود. وی پیش از ازدواج با امام حسن مجتبی، همسر
محمد بن طلحه بن عبیدالله بود که در
جنگ جمل به شهادت رسید. پس از آن، با امام حسن ازدواج کرد و حسن مثنی از این ازدواج به دنیا آمد. دربارهٔ سال تولد او اختلاف وجود دارد. برخی منابع، تولد وی را حدود سال ۴۰ قمری و برخی دیگر حدود سال ۴۴ قمری یا اندکی پس از آن دانستهاند. این اختلاف به گزارشهای متفاوت دربارهٔ سن او در
واقعهٔ کربلا مربوط میشود؛ زیرا برخی مورخان سن او را در سال ۶۱ قمری حدود نوزده یا بیست سال دانستهاند، در حالی که برخی دیگر او را در شمار نوجوانان یا کودکان حاضر در کربلا به حساب آوردهاند. حسن مثنی از نسل مستقیم
امام علی و
فاطمه زهرا بود و به همین سبب در میان بنیهاشم جایگاهی برجسته داشت. مورخان او را فردی پارسا، دانشمند، باوقار و مورد احترام مردم معرفی کردهاند.
[ویرایش]
حسن مثنی با
فاطمه بنت الحسین، دختر امام حسین، ازدواج کرد. این ازدواج پیش از واقعهٔ عاشورا صورت گرفت و موجب پیوند دو شاخهٔ اصلی خاندان علوی در نسل او شد. بر پایهٔ گزارشهای تاریخی، حسن مثنی از امام حسین خواستگاری یکی از دخترانش را کرد. امام حسین به او پیشنهاد داد که یکی از دو دخترش، فاطمه یا سکینه، را انتخاب کند؛ اما حسن از روی حیا سکوت کرد و امام حسین، فاطمه را به عقد او درآورد و او را شبیهترین فرزندش به فاطمه زهرا از نظر اخلاق و منش دانست. ثمرهٔ این ازدواج چند فرزند بود که از میان آنان
عبدالله محض، ابراهیم، حسن (معروف به
حسن مثلث)، زینب و امکلثوم شهرت بیشتری یافتند. نسل حسن مثنی در تاریخ سیاسی علویان نقش مهمی ایفا کرد. از نوادگان مشهور او میتوان به
محمد نفس زکیه و برادرش ابراهیم اشاره کرد که در قرن دوم هجری علیه
خلافت عباسی قیام کردند. همچنین
ادریس بن عبدالله، از دیگر نوادگان وی، پس از فرار از تعقیب عباسیان به مغرب رفت و
سلسلهٔ ادریسیان را در شمال آفریقا بنیان نهاد.
[ویرایش]
یکی از مهمترین رخدادهای زندگی حسن مثنی، حضور او در واقعهٔ عاشورا در سال ۶۱ قمری بود. او همراه عمویش
امام حسین در کربلا حضور داشت و در روز عاشورا در کنار دیگر یاران امام جنگید. بسیاری از منابع گزارش کردهاند که وی در جریان نبرد به شدت زخمی شد و چندین جراحت بر بدن او وارد آمد. پس از پایان نبرد، هنگامی که سپاه کوفه کشتهها را بررسی میکرد، مشخص شد که او هنوز زنده است. در این هنگام
اسماء بن خارجه فزاری، که با مادر او پیوند قبیلهای داشت، از فرماندهان سپاه درخواست کرد تا وی را به او واگذار کنند. اسماء او را به کوفه برد و پس از درمان، به مدینه بازگرداند. برخی مورخان، از جمله طبری، روایت دیگری نقل کردهاند و گفتهاند که وی به سبب کمسن بودن کشته نشد. همچنین در برخی نقلها آمده است که او در شمار
اسیران کربلا بوده است.
[ویرایش]
پس از بازگشت به مدینه، حسن مثنی به عنوان یکی از شخصیتهای برجستهٔ خاندان علوی شناخته شد. وی علاوه بر جایگاه نسبی، در شمار راویان حدیث نیز قرار داشت. او از پدرش امام حسن مجتبی، همسرش فاطمه بنت الحسین، عبدالله بن جعفر بن ابیطالب و برخی دیگر روایت نقل کرده است. در مقابل، افرادی چون عبدالله بن حسن،
حسن بن محمد بن حنفیه،
سهیل بن ابی صالح و
ابوبکر عبدالله بن حفص از او حدیث روایت کردهاند. برخی از رجالیان اهل سنت، از جمله ابن حبان، او را فردی ثقه و قابل اعتماد دانستهاند، هرچند شمار احادیث نقلشده از او نسبتاً اندک است.
[ویرایش]
از دیگر مسئولیتهای مهم حسن مثنی، تولیت صدقات و موقوفات امام علی در مدینه بود. گفته شده است که این منصب بر اساس وصیت امام علی در میان فرزندان فاطمه زهرا قرار داشت. در دورهٔ حکومت
حجاج بن یوسف ثقفی، حجاج از حسن مثنی خواست که عمویش عمر بن علی را در این مسئولیت شریک کند؛ اما وی با استناد به شرایط وقف، این درخواست را نپذیرفت و اعلام کرد که تولیت این موقوفات تنها در اختیار فرزندان فاطمه است. در پی این اختلاف، حسن مثنی به شام رفت و شکایت خود را نزد
عبدالملک بن مروان مطرح کرد. خلیفهٔ اموی نیز از درخواست حجاج حمایت نکرد و او را از دخالت در این موضوع منع کرد.
[ویرایش]
در برخی منابع زیدی آمده است که در جریان شورش
عبدالرحمان بن محمد بن اشعث علیه حکومت اموی، برخی بزرگان عراق پیشنهاد کردند که خلافت به یکی از شخصیتهای علوی سپرده شود و در این میان نام امام سجاد و حسن مثنی مطرح شد. بر پایهٔ این گزارشها، ابن اشعث برای آنان نامه نوشت و پیشنهاد خلافت را مطرح کرد. امام سجاد این پیشنهاد را رد کرد. دربارهٔ حسن مثنی نیز نقل شده است که ابتدا از پذیرش آن خودداری کرد، اما بعدها گروهی از عراقیان با او بیعت کردند و در خطبهها از وی با لقب «الرضی» یاد شد. با این حال، بسیاری از منابع تاریخی معتبر این گزارش را تأیید نکردهاند و تنها از مکاتبه میان او و اهل عراق سخن گفتهاند. از همین رو، برخی پژوهشگران این روایت را بازتاب دیدگاههای زیدی دانستهاند.
[ویرایش]
در منابع زیدی، حسن مثنی گاه در شمار امامان این مذهب ذکر شده و از او با لقب «الرضا» یاد شده است. در مقابل، منابع شیعهٔ امامیه تصریح کردهاند که او هرگز ادعای امامت نکرد و کسی نیز در زمان او چنین ادعایی برایش مطرح نکرد. شیخ مفید، متکلم برجستهٔ شیعه، او را مردی بافضیلت و از بزرگان خاندان علوی معرفی کرده است، اما تصریح میکند که وی هیچگاه دعوی امامت نداشت.
[ویرایش]
دربارهٔ سال و چگونگی درگذشت حسن مثنی اختلاف نظر وجود دارد. برخی منابع سال وفات او را ۸۶ قمری و برخی دیگر سالهای ۹۱، ۹۷ یا ۹۹ قمری ذکر کردهاند. با توجه به گزارشهایی که از تعقیب او پس از شورش ابن اشعث و سپس مسموم شدن وی به دستور
ولید بن عبدالملک نقل شده است، بسیاری از پژوهشگران سال ۸۶ قمری را محتملتر دانستهاند. بر پایهٔ این گزارشها، او پس از شکست شورش ابن اشعث مدتی متواری شد و سرانجام مأموران حکومت اموی او را مسموم کردند. پیکر وی پس از مرگ به مدینه منتقل شد و در
قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.
[ویرایش]
مرگ حسن مثنی اندوه فراوانی در میان خاندان علوی برانگیخت. نقل شده است که همسرش فاطمه بنت الحسین مدتی طولانی بر مزار او عزاداری کرد و حتی خیمهای در کنار قبرش برپا ساخت و یک سال در آنجا به سوگواری پرداخت. این روایت نشاندهندهٔ پیوند عاطفی عمیق میان آن دو و جایگاه برجستهٔ حسن مثنی در میان خاندان پیامبر اسلام است.